لغت نامه دهخدا
پرینه. [پ َ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی ) ( از پری بمعنی پریر و اینه که علامت نسبت است چون ی و یین ) پریروزی. پریروزینه.
پرینه. [پ َ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی ) ( از پری بمعنی پریر و اینه که علامت نسبت است چون ی و یین ) پریروزی. پریروزینه.
( صفت ) پریروزی.
💡 نکروزان غلاف (ان اف)، که معمولاً با نام بیماری گوشتخوار خوانده میشود نوعی عفونت است که منجر به مرگ بافت نرم بدن میشود. این بیماری مهلک به سرعت گسترش مییابد. علائم آن عبارتند از: قرمز یا بنفش شدن پوست در منطقه آسیب دیده، درد شدید، تب و استفراغ. اغلب مناطق در معرض عفونت اندام و پرینه میباشند.
💡 در طول زایمان، آسیبهای واژن یا دهانه رحم ممکن است رخ دهد و احتمالاً اصلاح آنها نیازمند جراحی است. واژن گاهی در حین زایمان آسیب میبیند و احتمال دارد پارگی پرینه از واژن به نقاط مختلف پرینه برسد.
💡 برن در اختلالات دستگاه گوارش نظیر یبوست، بیماریهای دیورتیکولار روده بزرگ و سندرم روده تحریک پذیر بکار می رود. ملین های حجیم کننده مدفوع برای پیشگیری از یبوست در بیمارانی که در حین اجابت مزاج نباید تحت فشار باشند مانند بیمارانی که زخم فرج دارند، هموروئید، شقاق یا آبسه پرینه ای، فتق دیافراگم و تنگی آنورکتال مصرف می شود.
💡 در زنان اولین محل ابتلا معمولاً لبهای مهبلی (قسمت خارجی مبهل) است البته ممکن است سرویکس با واژن و پوست پرینه نیز مبتلا شوند. در مردان، معمولاً نوک آلت، پوست روی آن و تنه آلت تناسلی گرفتار میشود.
💡 در حالی که ترمیم پرینه از دیدگاه پزشکی ضروری است، اما زدنِ بخیه اضافی، لازم نیست و ممکن است بعدها باعث ناراحتی یا درد شود. استفاده از این اصطلاح در متون علمی پزشکی را میتوان در «صورت جلسهٔ انجمن پزشکی ایالت تگزاس» در سال ۱۸۸۵ مشاهده نمود، جایی که یک پزشک ادعا کرد که یک مورد از چنین عملی را انجام دادهاست:[ب]