لغت نامه دهخدا
هفت اصل. [ هََ اَ ] ( اِ مرکب ) کنایه از هفت طبقه زمین است. ( برهان ). هفت رقعه ادکن. || هفت اقلیم را نیز هفت اصل گویند. ( برهان ). رجوع به هفت اقلیم شود.
هفت اصل. [ هََ اَ ] ( اِ مرکب ) کنایه از هفت طبقه زمین است. ( برهان ). هفت رقعه ادکن. || هفت اقلیم را نیز هفت اصل گویند. ( برهان ). رجوع به هفت اقلیم شود.
کنایه از هفت طبقه زمین است هفت اقلیم را نیز هفت اصل گویند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لوتر از هفت اصل عبادتی در کلیسای کاتولیک فقط دو اصل آن یعنی غسل تعمید و عشای ربانی را قبول داشت. وی معتقد بود که تنها آن دو در کتاب مقدس تأیید شدهاست. در آیین عشای ربانی تبدیل عنصر نان و شراب به جسم و خون مسیح، را تقریباً پذیرفت و در همین موضوع با تسوینگلی، دیگر بنیادگرای سوئیسی مناقشهٔ سختی داشت که حضور مسیح را نمادین میدانست. وی همچنین به کشیش بودن همهٔ مؤمنان اعتقاد داشت.
💡 لوتر از هفت اصل عبادتی در کلیسای کاتولیک فقط دو اصل آن یعنی غسل تعمید و عشای ربانی را قبول داشت. وی به کشیش بودنِ همهٔ مؤمنان اعتقاد داشت و روحانیان را طبقهٔ مستقلی نمیدانست.
💡 دکتر ذبیحالله صفا در کتاب ادبیات ایران و در خصوص موضوع و محتوی کتاب کشف المحجوب چنین آوردهاست. موضوع این کتاب حکمت است که شامل هفت اصل است که هر اصل و مقالت به چند جستار توحید، خرد، نفس، طبیعت، موجودات روی زمین، نبوت و معاد میباشد. [نیازمند منبع]