هشت خلد

لغت نامه دهخدا

هشت خلد. [ هََخ ُ ] ( اِخ ) هشت باغ. هشت بستان. هشت بهشت:
جنات عدن خاک در زهرا
رضوان ز هشت خلد بود عارش.ناصرخسرو.رضوان به هشت خلدنیارد سر
صدّیقه گر به حشر بود یارش.ناصرخسرو.گدای کوی تو از هشت خلد مستغنی است
اسیر عشق تو از هر دو عالم آزاد است.حافظ.رجوع به هشت باغ، هشت بستان و هشت بهشت شود.

فرهنگ فارسی

نام درجات یا طبقات هشتگانه بهشت هشت خلد هشت بستان هشت باغ که عبارتند از: ۱ - خلد. ۲ - دارالسلام. ۳ - دارالقرار. ۴ - جنه عدن. ۵ - جنه الماوی. ۶ - جنه النعیم. ۷ - علیین ۸ - فردوس.

جمله سازی با هشت خلد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز آیین بستن آن کشور چنان بود که همچون هشت خلد جاودان بود

💡 گدای کوی تو از هشت خلد مستغنی است اسیر قید تو از هر دو عالم آزاد است

💡 فرخنده خسرویست که در جنب همتش نه چرخ و هشت خلد و دو گیتی محقرست

💡 ای دلت از نه فلک ساخته نیم آینه وی ز دلت هشت خلد یافته صد میزبان

💡 صفای هشت خلد از وی عیانست که هر رنگش ز پا جنت نشانست

💡 بروضه ئی که در او هست هشت خلد آبی بدوحه ئی که برو هست هفت دوزخ نار

ربع الخالی یعنی چه؟
ربع الخالی یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز