لغت نامه دهخدا
نامسموع. [ م َ ] ( ص مرکب ) آنچه شنیده نمیشود. شنیده ناشده. || نامقبول. آنچه پذیرفته نمی گردد. آنچه مقبول نمی گردد.( ناظم الاطباء ). ناشنونده. اجابت ناشده. غیرمستجاب.
نامسموع. [ م َ ] ( ص مرکب ) آنچه شنیده نمیشود. شنیده ناشده. || نامقبول. آنچه پذیرفته نمی گردد. آنچه مقبول نمی گردد.( ناظم الاطباء ). ناشنونده. اجابت ناشده. غیرمستجاب.
۱ - شنیده نشده.۲ - پذیرفته نشده نامقبول مقابل مسموع.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فریب دختر رز خواهشیست نامسموع به شرع غیرت ما، در طلاق نیست رجوع