لاکروا
لغت نامه دهخدا
لاکروا. ( اِخ ) آلفرد. معدن شناس فرانسوی. مولد ماکن.( 1863-1948 م. ). وی منشی دائمی آکادمی علوم بود.
لاکروا. ( اِخ ) پل. معروف به ژاکوب کتاب دوست. نویسنده فرانسوی. مولد پاریس ( 1806-1884م. ).
لاکروا. ( اِخ ) ژان فرانسوا دو. عضوکنوانسیون فرانسه. مولد «پن ادمه » ( 1754-1794 م. ).
لاکروا. ( اِخ ) سیلوستر فرانسوا. ریاضی دان فرانسوی. مولد پاریس ( 1765-1843 م. ).
فرهنگ فارسی
سیلوستر فرانسوا ریاضی دان فرانسوی ( و. پاریس ۱۷۶۵ - ف. ۱۸۴۳ م. ). وی تالیفات بسیار درباره ریاضیات دارد و بعضویت فرهنگستان علوم فرانسه برگزیده شد.
عضو کنوانسیون فرانسه
جمله سازی با لاکروا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در واقع دولت فرانسه بهدنبال کسی میگشت، تا این امپراتوری نساجی را، که شرکتهای بسیاری زیرمجموعه آن بودند (مثل دیور) بهدست گیرد. خانواده آرنو تنها مبلغ ۱۵ میلیون دلار برای خرید این شرکت هزینه کرد و ۸۰ میلیون دلار باقیمانده را، بانک لازارد تأمین نمود. دلیل اصلی آرنو برای خرید این شرکت، بهدست آوردن برند مشهور دیور بود، تا پایهای باشد برای راهاندازی یک «سوپرمارکت کالاهای لوکس» که طبقه متوسط جامعه بتوانند، از آن خرید کنند. آرنو بهسرعت دیور را گسترش داد تا برندهای جدیدی مثل خانه مد کریستین لاکروا و سلین (که کالاهای چرمی تولید میکردند) را نیز در بر گیرد.