قیف بستنی
مترادفها
قیف
فرهنگستان زبان و ادب
{ice-cream cone} [علوم و فنّاوری غذا] نان ترد کمابیش مخروط شکلی که بستنی را در آن می ریزند
ویکی واژه
نان ترد کمابیش مخروطشکلی که بستنی را در آن میریزند.
جمله سازی با قیف بستنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مانند قیف بستنی است) با عنوان مخروط بستنی هم شناخته میشود.
💡 پس از یک روز طولانی و گرم در ساحل، خریدن یک قیف بستنی با طعم شکلات و وانیل برای تمام کودکان بسیار لذتبخش و جذاب بود.
💡 در آن کافه کوچک و دنج، بستنیهای سنتی را در قیف بستنیهای ترد و خوشطعم سرو میکردند که همه مشتریان را مجذوب خود میکرد.
💡 او با دقت قیف بستنی را در دست گرفت تا با چکه کردن مواد سرد، لباسهای تمیزش را در طول لذت بردن از آن خراب نکند.