چهار کس

لغت نامه دهخدا

چهارکس. [ چ َ ک َ ] ( اِخ ) چهارکس بن عبداﷲ الناصری الصلاحی ملقب به فخرالدین و مکنی به ابومنصور از امیران بزرگ دولت صلاحیه مصر و مردی بزرگوار و بزرگ قدر و بلندهمت بود. بنای قیساریه کبری در قاهره به وی منسوب است. ابن خلکان میگوید: جماعتی از تجار را که در شهرهای گوناگون میگشتند دیدم که آنها می گفتند ما به زیبائی و عظمت و استحکام بناهای قیساریه در هیچ شهری ندیدیم. در قسمت بالای قیساریه مسجد بزرگی و بهارخواب معلقی ساخت. و در سال 608 هَ.ق. در دمشق درگذشت و در جبل صالحیه دفن شد. مدفنش در آنجا مشهور است. ابن خلکان در ترجمه چهارکس به عربی میگوید: معناه بالعربی اربعة نفس و هو لفظ عجمی... ( ابن خلکان ص 130 ).

فرهنگ فارسی

چهار کس بن عبدالله الناصری الصلاحی ملقب بفخر الدین و مکنی به ابو منصور از امیران بزرگ دولت صلاحیه مصر و مردی بزرگوار و بزرگ قدر بو بلند همت بود.

جمله سازی با چهار کس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و گفت: پیش چهار کس دست تهی مروید: پیش عیال و بیمار و صوفی و سلطان.

💡 و حاتم اصل گفت، «خدای تعالی در قیامت به چهار کس بر چهار گروه حجت کند: به سلیمان بر توانگران و به یوسف بر بندگان و به عیسی بر درویشان و به ایوب بر اهل بلا». این قدر از علم شکر کفایت بود در این کتاب والله اعلم بالصواب.

💡 مال ده، گر چهار کس باشد یک سر تازیانه بس باشد

💡 نقل است که حسن گفت: از سخن چهار کس عجب داشتم: کودکی و مستی و مخنثی و زنی. گفتند: چگونه؟

💡 ملک گفت: به تو واثق نشاید بود، ای بلار‌! گفت: ثقت خردمندان به چهار کس مستحکم نگردد: ماری آشفته‌؛ و ددی گرسنه‌؛ و پادشاهی بی‌رحمت‌، و حاکمی بی‌دیانت‌.

اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
ماتیک یعنی چه؟
ماتیک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز