لغت نامه دهخدا
چشم شب. [ چ َ / چ ِ م ِ ش َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از ماه و ستاره باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). ماه و ستاره. ( ناظم الاطباء ).
چشم شب. [ چ َ / چ ِ م ِ ش َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از ماه و ستاره باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). ماه و ستاره. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چه میکند بدو چشم شب فراق تو ماه که این ستارهشماران ستارهبارانند
💡 دولت بیدار خواهی چشم شب بیدار دار روزهای نیکبختی در دل شبها گم است
💡 از نهیب آه من، بیدار ماند تا سحر آسمان، با صدهزاران چشم شب ییمای او
💡 خواب و بیداری آگاه دلان نیست به چشم شب این طایفه روزی است که دل در خواب است
💡 بس غافلی از کار من از چشم شب بیدار من از اشک گوهر بار من در دانه ها سفتن که چه
💡 بیا و تکیه برین چشم شب نخفته من کن که با چنین تن و اندام بر زمین نتوانی