لغت نامه دهخدا
فلک پرواز. [ ف َ ل َ پ َرْ ] ( ص مرکب )فلک سیر. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به فلک سیر شود.
فلک پرواز. [ ف َ ل َ پ َرْ ] ( ص مرکب )فلک سیر. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به فلک سیر شود.
( صفت ) فلک سیر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شهپر دولت فلک پرواز می گردد ز تیغ این هما از بیضه فولاد می آید برون
💡 طایر عقل فلک پرواز او دانی که چیست؟ «ماکیان کز زور مستی خایه گیرد بی خروس»
💡 در قفس می افکند مرغ فلک پرواز را هر که در ملک عدم می بندد احرام حیات
💡 می شود زنجیر پا عقل فلک پرواز را کوچه راهی را که مجنون با سلاسل رفته است
💡 به پای قافله نتوان شدن فلک پرواز سفر چو عیسی ازین خاکدان جریده خوش است
💡 کو می گرمی که در جوش آورد خون مرا؟ چون شفق سازد فلک پرواز گلگون مرا