لغت نامه دهخدا
نویسان. [ ن ِ ] ( نف، ق ) در حال نوشتن. ( یادداشت مؤلف ).
نویسان. [ ن ِ ] ( نف، ق ) در حال نوشتن. ( یادداشت مؤلف ).
در حال نوشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زمانی نیز که معتصم به خلافت رسید، ابراهیم دست فرزند خویش گرفت و بنزد وی رفت و گفت: این بنده ی تو هبه الله است. تاریخ نویسان گفته اند که این هر دو واقعه در خانه ی واحدی اتفاق افتاد.
💡 شعرهای بسیار زیادی از او به جای مانده است به طوری که لقب شاعر کثیرالشعر داده اند. شعرهای به دست آمده از او به زبان عربی است. همچنین او را از تاریخ نویسان و محدثان مشهور شیعه دانسته اند.
💡 برنامه نویسان حرفهای با گسترهای از الگوریتمهای خوب سازمان یافته آشنایی دارند و پیچیدگیهای مخصوص آنها را میدانند و در نتیجه از این دانستهها برای انتخاب الگوریتمهای مناسب برای شرایط مورد نظر خود، استفاده میکنند.
💡 هر شبی دفتر نویسان ورق پرداز شام از سواد خط سبزت نسخه ی سودا برند
💡 بسا که شرح نویسان روزنامه ی گل ورق ز شرم تو در جویبار می شویند
💡 در سال ۲۰۱۰ او به همراه جمعی از وبلاگ نویسان ایرانی انتشارات گیلگمیشان را برای چاپ آتار نویسندگان الجیبیتی ایرانی تأسیس کرد.