نوحه گری

لغت نامه دهخدا

نوحه گری. [ ن َ / نُو ح َ / ح ِ گ َ ] ( حامص مرکب ) زاری و ناله و گریه به آواز بلند. ( ناظم الاطباء ). عمل نوحه گر. رجوع به نوحه گر شود:
ای بلبل جغدگشته وقت است
کز نوحه گری نوات جویم.خاقانی.آرزوی تو مرا نوحه گری تلقین کرد
کآرزوی تو کنم نوحه تر درگیرم.خاقانی.آن نوحه گری در او اثر کرد
او نیز به نوحه دیده تر کرد.نظامی.- نوحه گری کردن؛ نوحه کردن. نوحه خوانی کردن. شیون و فغان برداشتن:
هنگام سپیده دم خروس سحری
دانی که چرا کند همی نوحه گری ؟خیام.آدم و حوا بخروشیدند و نوحه گری میکردند. ( قصص الانبیاء ص 26 ).
چند در چند همی بینم جور
چه کنم گر نکنم نوحه گری ؟خاقانی.

فرهنگ فارسی

عمل و شغل نوحه گرنوحه خوانی.

جمله سازی با نوحه گری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و دیگر گویند سبب توبۀ وی آن بود که آواز نوحه گری شنید کی همی گفت:

💡 صد چه قمری کند از نالۀ او نوحه گری می چکد خون دل و دیده ز منقار هزار

💡 همچو صامت بنما در غم من نوحه گری آمده جان عمو جان شیرین به گلو

💡 شب هجران که دلم نوحه گری ساز کند با خیالت گله هجر تو آغاز کند

💡 کسی که سیر خزان کرده است، می داند که چیست نوحه گری در چمن صنوبر را

💡 سینه شدی جون جرس افغانکده مرگ دل ار نوحه گری داشتی

قلقلک یعنی چه؟
قلقلک یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز