نقب زدن
مترادفها
حفاری کردن، کندن، گود گرفتن، شکافتن
متضادها
بستن، پر کردن
لغت نامه دهخدا
نقب زدن. [ ن َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) به قصدغارت خزینه ای یا دزدی از خانه ای یا گشودن حصاری، راهی در زیرزمین تعبیه کردن و از آن راه مخفیانه به خزینه یا خانه یا حصار داخل شدن. مخفیانه و از زیرزمین به جائی رخنه کردن و بدانجا راه یافتن:
خطری کرده و در گنج طرب نقب زده
نقب کاران همه ره با خطر آمیخته اند.خاقانی.هم به پناه رخت نقب زدم بر لبت
باک نکردم که صبح آفت نقاب شد.خاقانی.خیز در این سبز کوشک نقب زن از دود دل
درشکن از آه صبح سقف شبستان او.خاقانی.آن نظر که بنگرد این جزر و مد
او ز نحسی سوی سعدی نقب زد.مولوی.عاجزم در گره خویش گشودن صائب
من که نقب از مژه در سینه خارا زده ام.صائب ( آنندراج ).نقب در خانمان خفته زنند
دزد خالی بود ز بیداران.؟|| منفذی و راه گذری در دل کوه یا در زیر زمین گشودن.
فرهنگ فارسی
(مصدر ) سوراخ کردن زمین. توضیح بریدن مجرای زیر زمینی برای رسیدن بمحلی که در آن قصد دستبرد ( دزدیدن اموال بدر بردن زندانیان دزدیدن پهلوانان یا کشتن آنان ) را دارند. این کار در داستانهای عامیانه ایران سخت رایج است و [ عیاران ] همواره برای رسیدن بمحل کار خود ازراههای دور نقب می زنند: سر نفر زهزنان وهم و خیال نقب در خزینه عصمت آدم زدی ( دیو گاو پای )
جمله سازی با نقب زدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 راسوها پستانداران و شکارچیان سرسختی هستند و از آنجایی که باید روزانه ۴۰ تا ۶۰ درصد وزن بدن خود را بخورند، باید روزانه کشتار انجام دهند. راسوها بیشتر موشها و حشرات را با نقب زدن در پناهگاههایشان شکار میکنند. راسوها طعمه خود را میگیرند، بدن خود را دور طعمه میپیچند و با گاز گرفتن سر آن را میکشند. هدف از گاز گرفتن سوراخ کردن جمجمه یا نخاع است که موجب مرگ میشود.
💡 از آن تایلر کتابهای وقتی که بزرگ بودیم، حفرهای تا آمریکا و مرگ مورگان توسط کیهان بهمنی و کتاب نقب زدن به آمریکا توسط گلی امامی به فارسی ترجمه و چاپ شدهاست. همچنین کتاب درسهای تنفس، با عنوان نفس عمیق، به ترجمه امین حسینیون به فارسی منتشر شدهاست. این کتاب در سال ۱۹۸۹ جایزه پولیتزر بردهاست و از مهمترین آثار آن تایلر محسوب میشود.