نفس پرستی

لغت نامه دهخدا

نفس پرستی. [ ن َ پ َ رَ ] ( حامص مرکب ) هوسبارگی. عمل نفس پرست. رجوع به نفس پرست شود:
هر کسی را نتوان گفت که صاحبنظر است
عشقبازی دگر و نفس پرستی دگر است.سعدی.

فرهنگ فارسی

هوسبازی. عمل نفس پرست.

جمله سازی با نفس پرستی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نه بندگی است که مر، دوری است و نفس پرستی زبیم دوزخ و شوق جنان کنی چو عبادت

💡 تا نفس پرستی تو را غم بیش است ور دل داری ملک تو هر دم بیش است

💡 تو را که نفس پرستی چه لاف حق گوئیست مگو که باشد آشفته مدعی کذاب

💡 کجا قبول شود دعوی خدای پرستی از آن که نفس پرستی نموده شیوه و عادت

💡 صائب این آن غزل حضرت سعدی است که گفت عشقبازی دگر و نفس پرستی دگرست

متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز