مقدما
مترادفها
پیش از این، پیشتر، سابق
متضادها
بعدا، بعداً
لغت نامه دهخدا
( مقدماً ) مقدماً. [ م ُ ق َدْ دَ مَن ْ ] ( ع ق ) اولاً و پیش از همه و سابقاً و قدیمانه و پیش از این. ( ناظم الاطباء ).
پیش از این، پیشتر، سابق
بعدا، بعداً
( مقدماً ) مقدماً. [ م ُ ق َدْ دَ مَن ْ ] ( ع ق ) اولاً و پیش از همه و سابقاً و قدیمانه و پیش از این. ( ناظم الاطباء ).