لغت نامه دهخدا
نعمت شناسی. [ ن ِ م َ ش ِ ] ( حامص مرکب ) عمل نعمت شناس. رجوع به نعمت شناس شود:
وفاداری کن و نعمت شناسی
که بدفرجامی آرد ناسپاسی.سعدی.
نعمت شناسی. [ ن ِ م َ ش ِ ] ( حامص مرکب ) عمل نعمت شناس. رجوع به نعمت شناس شود:
وفاداری کن و نعمت شناسی
که بدفرجامی آرد ناسپاسی.سعدی.
عمل نعمت شناس.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وفاداری کن و نعمت شناسی که بد فرجامی آرد نا سپاسی
💡 نباشد دأب او نعمت شناسی نداند طبع او جز ناسپاسی
💡 شه شبی در حال خویش اندیشه کرد شیوه نعمت شناسی پیشه کرد