نشاید

لغت نامه دهخدا

نشاید. [ ن َ ی ِ ] ( ع اِ ) نشائد. ج ِ نشیدة. رجوع به نشیدة و نشائد شود.

فرهنگ فارسی

نشائد. جمع نشیده است.

جمله سازی با نشاید

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بگاه پیری نتوان پی جوان رفت بدور شیب نشاید ز سر گرفت شباب

💡 کریمان کسی را که مهمان کنند دلش را نشاید که رنجان کنند

💡 عاشقی و آنگهانی نام و ننگ او نشاید عشق را ده سنگ سنگ

💡 به پیش آمد اکنون یکی تیره کار که آن را نشاید که داریم خوار

💡 همه کوه نخچیر و آهو به دشت چو این شهر بینی نشاید گذشت

💡 از چرخ طمع ببر که شیران را دریوزه نشاید از در یوزه

تذو یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز