مهمان کشی
مترادفها
میزبانی، پذیرایی
لغت نامه دهخدا
مهمان کشی. [ م ِ ک ُ ] ( حامص مرکب ) عمل مهمان کش:
مهمان کند خزینه تو و من را
مهمانکشی است شیوه و هنجارش.ناصرخسرو.
فرهنگ فارسی
عمل مهمان کش
جمله سازی با مهمان کشی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برندت شبانروز هرجای مهمان کشی ازکف دوستان دوستکانی