مهمان کشی
مترادفها
میزبانی، پذیرایی
لغت نامه دهخدا
مهمان کشی. [ م ِ ک ُ ] ( حامص مرکب ) عمل مهمان کش:
مهمان کند خزینه تو و من را
مهمانکشی است شیوه و هنجارش.ناصرخسرو.
فرهنگ فارسی
عمل مهمان کش
جمله سازی با مهمان کشی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برندت شبانروز هرجای مهمان کشی ازکف دوستان دوستکانی
💡 در فرهنگ سنتی بسیاری از اقوام ایرانی، مهمان کشی و پذیرایی شایسته از غریبهها به عنوان نشانهای از بزرگواری و اصالت خانواده شناخته میشود.
💡 او به دلیل مهارت بسیار بالا در مهمان کشی و تهیه انواع غذاهای لذیذ، همیشه در مهمانیهای خانوادگی مسئولیت اصلی مدیریت آشپزخانه را بر عهده میگرفت.
💡 برخی افراد تصور میکنند که مهمان کشی تنها شامل فراهم کردن غذا است، در حالی که توجه به نیازهای مهمان بخش اصلی این هنر است.