منسوبه

لغت نامه دهخدا

منسوبه. [ م َ ب َ / ب ِ ] ( از ع، اِ ) بر وزن و معنی منصوبه است که درست و خوب نشستن نقش و کار و مهمات باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). انتظام و ترتیب و نظم و وضع خوش و تدبیر نیک و طرز و طور پسندیده و خجسته. ( ناظم الاطباء ). || بازی شطرنج. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || بازی هفتم نرد را گویند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). مصحف منصوبه. ( حاشیه برهان چ معین ). رجوع به منصوبه شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) مونث منسوب جمع: منسوبات

جمله سازی با منسوبه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زلف او بر رخ بسی منسوبه داشت در سر هر موی صد اعجوبه داشت

باری یعنی چه؟
باری یعنی چه؟
حصار یعنی چه؟
حصار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز