لغت نامه دهخدا
( آزادزاد ) آزادزاد. ( ن مف مرکب / ص مرکب ) نجیب زاده: تومرا یک لطمه بزن، حارث گفت حاشا که من هرگز این کنم و هیچ آزادزاد پدر را لطمه نزند. ( مجمل التواریخ ).
( آزادزاد ) آزادزاد. ( ن مف مرکب / ص مرکب ) نجیب زاده: تومرا یک لطمه بزن، حارث گفت حاشا که من هرگز این کنم و هیچ آزادزاد پدر را لطمه نزند. ( مجمل التواریخ ).
( آزاد زاد ) نجیب زاده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این همه یمن و سعادت کامد از بعد حساب؟ از یمین الدین محمد فرخ آزاد زاد
💡 بنده ی آن سرو آزادم وگر نی راستی مادر فطرت ز عالم بنده را آزاد زاد
💡 هرگز کجا شود دلم آزاد از غمش چون جان غلام آن بت آزاد زاد شد
💡 گر حکم زادن از شکم است ای عجب چرا پشت چمن به سوسن آزاد زاد باد
💡 آخر ای سرو چمن دل بنده بالای تست ور نه اول ما در فطرت مرا آزاد زاد