مغستان

لغت نامه دهخدا

مغستان. [ م ُ غ ِ ] ( اِ مرکب ) مجلسی که شاهان اشکانی با رأی اعضای آن تعیین و انتخاب می گردیدند. این مجلس خود مرکب از اعضای دو مجلس دیگر بود: یکی مجلسی به نام شورای خانوادگی که از افراد ذکور خانواده سلطنتی که به حد رشد رسیده بودند تشکیل می شدو دیگر مجلس شیوخ که مرکب از مردان پیر و مجرب و روحانیان بلندمرتبه قوم پارت بود. ( از ایران باستان ج 3 ص 2234، 2648 و 2649 ).
مغستان. [ م ُ غ ِ ] ( اِ مرکب ) نخلستان. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ) ( از اشتینگاس ).
مغستان. [ م ُ غ ِ ] ( اِخ ) موغستان. نام دیگر جزیره هرمز. ( ابن بطوطه، یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

جمله سازی با مغستان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در دولت اشکانی، یک نوع قانون اساسی عرفی، قدرت مطلقه شاه را محدود می‌کرد. مشورت شاه با مجلس شیوخ در تصمیمات مهم اجباری بود و در بعضی تصمیمات مهم نیز شورائی متشکل از هر دو مجلس به نام مهستان یا مغستان ایجاد می‌شد.

💡 قدیمی‌ترین اشاره تاریخی به بندر هرمز در نوشته‌های یکی از سرداران اسکندر مقدونی، به نام نارخئوس، ۳۲۵ سال پیش از میلاد مسیح می‌باشد؛ وی مشاهدات خود از بندر هرمز را این چنین بیان می‌کند: شهری آباد در کنار رودخانه آرامیس و در ساحل هرموزیا و در بخش کرمانیا. نارخئوس از سرسبزی منطقه مغستان (میناب) تعجب می‌کند و می‌گوید: در آنجا همه گونه درخت دیده می‌شود به جز درخت زیتون.

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز