مصلحت بینی

لغت نامه دهخدا

مصلحت بینی. [ م َ ل َ ح َ ] ( حامص مرکب ) صفت وحالت مصلحت بین. تعقل و تأمل در نیک و بدکارها. دیدن و اندیشیدن صلاح کار و مقتضای حال. در مصلحت و اقتضای کار نگریستن و اندیشه کردن. صواب دید:
رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار
کار ملک است آن که تدبیر و تأمل بایدش.حافظ.و رجوع به مصلحت بین شود.

فرهنگ فارسی

صفت و حالت مصلحت بین. تعقل و تامل در نیک و بدکارها.

جمله سازی با مصلحت بینی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رندِ عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار کار ملک است آنکه تدبیر و تأمّل بایدش

💡 نسخه بینایی‌ای می‌خواست بهر روزگار مصلحت بینی که لوح خاطرم را ساده کرد

💡 ترک این تقلید پرتشویش گیر مصلحت بینی خود را پیش گیر

💡 هرچه شد در دل گره از مصلحت بینی عقل از درون با نعره مستانه بیرون کردنیست

💡 در افشای جدل با مدعی از مصلحت بینی به ظاهر گفتگوئی نیز با دل‌دار می‌کردم

کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز