لغت نامه دهخدا
مشهوری. [ م َ ] ( حامص ) شهرت و اشتهار یافتن:
راز چرخ فلک بدان دوری
نه هم از علم یافت مشهوری.اوحدی.
مشهوری. [ م َ ] ( حامص ) شهرت و اشتهار یافتن:
راز چرخ فلک بدان دوری
نه هم از علم یافت مشهوری.اوحدی.
شهرت و اشتهار یافتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آکوردئون ساز آلمانیِ مشهوری است که شهرت جهانی از نظر سادگی و لطافت صدا را به خود اختصاص دادهاست
💡 مارک تیلور در سال ۲۰۰۲ در مطلبی جانستون را «بهترین آهنگساز غیر مشهوری که این سده میتواند ارائه کند» نامید.
💡 و مانند این آیات و اخبار بسیار است، تا حدی که از مشهوری به اثبات آن حاجت نیاید مر صحت دلایل را.
💡 به هرجا رو کنی در روشنی چون ماه مشهوری به هرجا پا نهی در راستی چون سرو یکتایی
💡 به چشمم چشمه نوری چو خورشیدی به مشهوری نه انسانی مگر حوری چو تو هرگز که دید ای جان
💡 درخت تصمیم روش مشهوری برای انواع مختلفی از وظایف یادگیری ماشین به حساب میآید. با این حال در بسیاری موارد دقیق نیستند.