مرچ
مترادفها
فلفل
لغت نامه دهخدا
مرچ. [ م َ رِ ] ( هندی، اِ ) اسم هندی فلفل است. ( تحفه حکیم مؤمن ).
مرچ. [ م َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان یالرود بخش نور شهرستان آمل. در 12هزارگزی جنوب شرقی بلده و در منطقه کوهستانی سردسیری واقع و دارای 500 تن سکنه است. آبش از رودخانه یاسرود و چشمه و محصولش غلات، لبنیات، و شغل مردمش زراعت و گله داری است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
فرهنگ فارسی
دهی از دهستان یالرود بخش نور. دارای ۵٠٠ تن سکنه.محصول: غلات لبنیات.
اسم هندی فلفل است
جمله سازی با مرچ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بنای حسن مرچ مربوط به سدهٔ ۸ و ۹ ه.ق است و در شهرستان نور، بخش بلده، دهستان شیخ فضل ا، روستای مرچ واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۱۹۵۸ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 تندی ندارد و ملایمتر است، عمه مرچ به او بیشتر علاقهمند میشود و تصمیم میگیرد چند سال بعد، به جای جو، ایمی را با خود به اروپا ببرد.
💡 بنای محمد مرچ مربوط به سدهٔ ۸ و ۹ ه.ق است و در شهرستان نور، بخش بلده، دهستان شیخ فضل ا، روستای مرچ واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۱۹۵۲ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.