لغت نامه دهخدا
مرده کشی. [م ُ دَ / دِ ک َ / ک َ ] ( حامص مرکب ) بردن جنازه به گورستان. عمل مرده کش. رجوع به مرده کش شود:
از مرده رسم مرده کشی کس ندیده بود.
زاهد چرا ملازم نعش و جنازه است.تأثیر ( از آنندراج ).
مرده کشی. [م ُ دَ / دِ ک َ / ک َ ] ( حامص مرکب ) بردن جنازه به گورستان. عمل مرده کش. رجوع به مرده کش شود:
از مرده رسم مرده کشی کس ندیده بود.
زاهد چرا ملازم نعش و جنازه است.تأثیر ( از آنندراج ).
شغل و عمل مرده کش حمل مردگان بگورستان: از مرده رسم مرده کشی کس ندیده بود زاهد چرا ملازم نعش و جنازه است ? ( محسن تاثیر )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به هرجا زنده ای هم می شود فاش بود مرده کشی کارش چو نقاش