مخلقه

لغت نامه دهخدا

( مخلقة ) مخلقة. [ م َ ل َ ق َ ] ( ع ص ) سزاوار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). لایق و سزاوار. ( ناظم الاطباء ). || هر چیز نیک لایق و سزاوار گشته. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).
مخلقة. [ م ُ خ َ ل ل َ ق َ ] ( ع ص ) مؤنث مخلق، تمام خلقت: مضغة مخلقة؛ تمام خلقت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). مضغه تمام خلقت. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تخلیق شود.

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی مُخَلَّقَةٍ: آنچه خلقتش کامل شده
ریشه کلمه:
خلق (۲۶۱ بار)

جمله سازی با مخلقه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفته شده که این ستون را «علم رسول‌الله»، «جزعه» و «مخلقه» هم می‌نامیدند. مخلقه به معنای عطرآگین است و در توضیح آن آمده‌است که این نام‌گذاری برای آن است که بر این ستون عطر و عود می‌سوزاندند یا این‌که یاران پیش از دیدار با محمد در این مکان خود را عطرآگین می‌کردند.