اجتماع کردن
گرد آمدن، جمع شدن یا فراهم آوردن افراد یا چیزها کنار هم. این فعل هم در معنای اجتماعی به کار میرود و هم در معنای گردآوردن اشیا یا عناصر.
مترادفها
تجمع کردن، گرد آمدن، جمع شدن
متضادها
پراکنده شدن، متفرقه شدن
جمله سازی با اجتماع کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برای برگزاری مراسمهای مذهبی و سنتی، معمولاً مردم در محلات مختلف شهر برای اجتماع کردن و انجام مناسک مشترک، تلاشهای زیادی میکنند.
💡 اجتماع کردن گروههای مختلف اجتماعی در یک فضای واحد میتواند منجر به تبادل نظرات و درک بهتر از تفاوتهای فرهنگی میان افراد شود.
💡 در شرایط بحرانی، اجتماع کردن شهروندان در مراکز امن، میتواند به مدیریت بهتر بحران و انتقال سریع اطلاعات حیاتی به همه کمک کند.