اجتماع کردن

گرد آمدن، جمع شدن یا فراهم آوردن افراد یا چیزها کنار هم. این فعل هم در معنای اجتماعی به کار می‌رود و هم در معنای گردآوردن اشیا یا عناصر.

مترادف‌ها

تجمع کردن، گرد آمدن، جمع شدن

متضادها

پراکنده شدن، متفرقه شدن