مجاب شدن
مترادفها
مستجاب شدن، برآورده شدن
متضادها
رد شدن، مقاومت کردن
لغت نامه دهخدا
مجاب شدن. [ م ُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) پاسخ داده شدن. پاسخ شنیدن و قبول کردن. || در تنازعی لفظی، بی دلیل ماندن در برابر خصم. بی پاسخ ماندن. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). در مناظره مغلوب شدن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - پاسخ خود را از مخاطب شنیدن. ۲ - در مناظره مغلوب شدن.
جمله سازی با مجاب شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اثر دیگر زرتشت بهرام در مورد ارداویرافنامه و موضوع آن سیر اردای ویراف در بهشت و برزخ و دوزخ است و خبر دادن وی جهانیان را از تنعم نیکوکاران و عذاب گنهکاران در جهان دیگر. در دنبالهٔ این منظومه داستان چنگر نگهاجه حکیم هندی و آمدن وی به دربار کیگشتاسب و مناظره کردن در خصوص دین زرتشتی و مجاب شدن او نقل شده است.
💡 پس از شنیدن توضیحات قانعکننده و مستدل پزشک، بیمار سرانجام در مورد انجام عمل جراحی ضروری مجاب شد و با او موافقت کرد.
💡 مراجعین پس از دیدن نتایج مثبت تحقیقات، به تدریج در مورد اثربخشی این روش درمانی جدید مجاب شدند.
💡 او به سختی توانست در برابر وسوسههای محیطی ایستادگی کند، اما در نهایت با شنیدن نصیحتهای پدربزرگش مجاب شد که مسیر خود را تغییر دهد.