گندم فروش
مترادفها
فروشنده گندم
لغت نامه دهخدا
گندم فروش. [ گ َدُ ف ُ ] ( نف مرکب ) کسی که پیشه او فروختن گندم است. فومی. ( ملخص اللغات حسن خطیب ). حنّاط:
به بازار گندم فروشان درآی
که این جوفروش است و گندم نمای.سعدی.که شبلی ز حانوت گندم فروش
به ده برد انبان گندم به دوش.سعدی.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه شغلش فروختن گندم است.
جمله سازی با گندم فروش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 زبون مرغ شکاری و صید روباهند رهین منت گندم فروش و دهقانند
💡 گندم فروش در بازار با فریاد بلند خود سعی داشت مشتریان را به سمت غلههای تازه و باکیفیتی که آورده بود، جذب کند.
💡 قیمت محصولات کشاورزی به شدت تحت تاثیر تصمیمات گندم فروش و واسطههایی است که در مسیر توزیع کالا قرار دارند.
💡 او سالها به عنوان یک گندم فروش قدیمی در این منطقه فعالیت کرده و با تمام کشاورزان محلی رابطه بسیار نزدیکی دارد.