گزارد
مترادفها
میگذرد، میگذارد
لغت نامه دهخدا
گزارد. [ گ ُ ] ( مص مرخم، اِمص ) گزاردن: که اسفندیار روئین تن اگر زخم تیز و گزارد سنان ایشان دید. ( جهانگشای جوینی ). تیراندازانی که بزخم تیر، باز را از مقعر فلک اثیر بازگردانند و ماهی را بگزارد سنان نیزه در شبان تیره از قعر دریا بیرون اندازند. ( جهانگشای جوینی ). جناحین آن مشحون به جوانان جنگ جوی که در شبان تیره بگزارد سنان نیزه سماک را لقمه سمک دریا سازند. ( جهانگشای جوینی ). رجوع به گزاردن شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر و اسم ) انجام دادن: قل ما اسالکم علیه من اجر بگوی که نمیخواهم از شما برگزارد پیغامبری پایمزدی
جمله سازی با گزارد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای خنک آن را که او ایام پیش مغتنم دارد گزارد وام خویش
💡 وی در ایام رمضان ۲۱ تیرماه ۱۳۹۳ درگذشت. حسنزاده بر جنازهٔ وی نماز گزارد و در جوار امامزاده ابراهیم شهرستان آمل به خاک سپرده شد. علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی و جمعی از مسئولین لشگری و کشوری در تشییع وی شرکت کردند. وی وصیت کرده بود که پس از مرگش مراسم ختم برگزار نشود و کسی لباس عزا نپوشد و تسلیت نگوید.
💡 ابواسحاق، ابراهیم قَیسی سَفاقُسی با لقب برهانالدین (۱۲۹۸–۱۳۴۲م) (نسب: ابراهیم بن محمد بن ابراهیم) فقیه مالکی الجزایری در سدهٔ هشتم هجری بود. حج گزارد و از علمای مصر و شام فراگرفت. سالهایی به آموزش و افتا گذراند. المجید فی الإعراب القرآن المجید که اِعراب القرآن نامیده میشود و شرح ابن حاجب در اصول فقه، دو اثر برجستهٔ اوست.
💡 سعد چون به کاخ خسروان درآمد، به جای سپاسگزاری پیروزی هشت رکعت نماز گزارد و آیه کم ترکوا من جنات و عیون برخواند. او در کهندز تیسفون مسجدی برآورد و برای مدتی پایتخت پیشین ساسانیان، لشگرگاه این عربها بود.
💡 پس از مرگ هشتادهزار تن از شیعیان او را تشییع کردند و سید مرتضی علمالهدی بر او نماز گزارد و در پایین پای امام محمد بن علی التقی (پیشوای نهم شیعیان) و استادش ابن قولویه مدفون گردید.