گزاریدن

لغت نامه دهخدا

گزاریدن. [ گ ُ دَ ] ( مص )گزاردن و ادا کردن. ( برهان ) ( آنندراج ):
بر عمل تو حق است گزاریدن حکمت
بگزار حق علم گرت دست گزار است.ناصرخسرو. || تعبیر کردن. تأویل کردن:
گزاریدن خواب کار من است.فردوسی.|| گزرانیدن. درگزار کردن. || پیشکش کردن. || طرح کردن و نقش و نگار نمودن اول نقاشان باشد که به اصطلاح ایشان آب و رنگ گویند. ( برهان ) ( آنندراج ). رجوع به گزاردن شود.

فرهنگ عمید

= گزاردن

جمله سازی با گزاریدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر علم تو حق است گزاریدن حکمت بگزار حق علم گرت دست گزار است

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز