کژ رفتن
مترادفها
منحرف شدن، کج شدن
متضادها
راست رفتن، مستقیم رفتن
لغت نامه دهخدا
کژ رفتن. [ ک َ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) راست نرفتن. ناراست رفتن. منحرف بودن. مستقیم حرکت نکردن. از چپ یا راست رفتن. در حرکت از استقامت انحراف جستن:
آن کژمزاجی کز دغا مانند فرزین کژ رود
چون بیدقی فرزین شده سرزیر کن کون بازبر.امیرخسرو ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
راست نرفتن. ناراست رفتن
جمله سازی با کژ رفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نبود عجب از غایت کژ رفتن تو گر سایه ز صحبت تو گمراه شود
💡 مست را بین زان شراب پرشگفت همچو فرزین مست کژ رفتن گرفت
💡 اگر مسیر حرکت ما از این نقطه به بعد کمی کژ رفتن داشته باشد، ممکن است در میان کوههای مرتفع و تاریک گم شویم.
💡 در بررسی دقیق اسناد و مدارک قانونی، مشخص شد که مسیر رسیدن به عدالت به دلیل سوءاستفادههای برخی مقامات، کمی کژ رفتن پیدا کرده است.
💡 وقتی که خطوط صاف روی نقشه با واقعیت زمین دچار کژ رفتن میشوند، ناوبری و پیدا کردن راه درست برای مسافران بسیار دشوار میگردد.