کرشم

لغت نامه دهخدا

کرشم. [ ک َ رَ ] ( ع اِ ) کَرشَمة. صورت. یقال: قبح اﷲ کرشمه. ( از اقرب الموارد ):
هرچه او خواهد رساند او به چشم
از جمال و از کمال و از کرشم.مولوی.رجوع به کرشمة شود.
کرشم. [ ک ِ رِ ] ( اِ ) به معنی کرشمه است. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ):
رنجور شد آن نرگس پر ناز و کرشم.سوزنی.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - اشاره بچشم و ابرو غمزه: [ ناز اگر خواب را سزا ست بشرط نسزد جز ترا کرشمه و ناز ]. ( رودکی ) ۲ - نغم. کوچک سه ضربی است و در اکثر دستگاهها و آواز ها نواخته میشود ( خالقی. موسیقی ایران. پیام نوین )

دانشنامه عمومی

کرشم ( به لاتین: Kerċem ) یک منطقهٔ مسکونی در مالت است. کرشم ۵٫۵ کیلومتر مربع مساحت و ۱٬۹۳۸ نفر جمعیت دارد.
شهر ارویه تو خواهرخواندهٔ کرشم هست.

جمله سازی با کرشم

💡 چشم بر اسباب از چه دوختیم گر ز خوش‌چشمان کرشم آموختیم

💡 گاه از جمال پستی گاه از شراب مستی گه با قدم قرینی گه با کرشم و نازی

💡 عالمی کرده خرابه از برای یک کرشم وز خمار چشم نرگس عالمی دیگر هبا

💡 نظری کن به چشم او به جمال و کرشم او نظری کن به خال او به حق صحبت ای عمو

💡 من در تو نظر کرده تو چشم بدزدیده زان ناز و کرشم تو صد فتنه و شور و شر