لغت نامه دهخدا
کج بحثی. [ ک َ ب َ ] ( حامص مرکب ) عمل کج بحث. یاوه گویی و نامعقولی در مباحثه. ( ناظم الاطباء ). خطا رفتن در مباحثه و یاوه گویی. ( فرهنگ فارسی معین ):
خروشان از کجک دیدم چو فیلان را یقینم شد
که عاجز می توان کردن بکج بحثی فلاطون را.میرزا معزفطرت.