کبود فام
مترادفها
مایل به آبی، کبودرنگ
لغت نامه دهخدا
کبودفام. [ ک َ ] ( ص مرکب ) کبودرنگ. برنگ کبود.
فرهنگ فارسی
کبود رنگ
جمله سازی با کبود فام
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وز بیم تیر حادثه چرخ کبود فام در دیدهٔ مخالف جاهت سهام زد