چهار شاخه

لغت نامه دهخدا

چهارشاخه. [ چ َ /چ ِ خ َ / خ ِ ] ( ص نسبی ) که شاخه و شعبه چهار دارد.
- جار چهارشاخه؛ لوستر و سقف آویزی که به هرجهت از جهات چهارگانه آن بازویی و شاخه ای منتهی به لامپ و حبابی متصل شود. نظیر پنج شاخه و ده شاخه و جز آن. رجوع به چارشاخه شود.

فرهنگ فارسی

که شاخه و شعبه چهار دارد

جمله سازی با چهار شاخه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اهمیت تقارن با این واقعیت نشان می‌دهد که گروه‌هایی از جانوران به‌طور سنتی با این ویژگی در گروه‌بندی‌های آرایه‌شناسی تعریف می‌شوند. پرتوئیان، جانورانی با تقارن شعاعی، یکی از چهار شاخه طبقه‌بندی ژرژ کوویر از فرمانروی جانوری را تشکیل دادند. در همین حال، دوسوئیان یک گروه طبقه‌بندی است که هنوز هم امروزه برای نشان دادن موجودات با تقارن دوسویه جنینی استفاده می‌شود.

💡 بیشتر مردم در جنوب هند به یکی از چهار شاخه اصلی زبان دراویدی حرف می‌زنند: تلوگو، تامیل، کانار و مالایالم. در طول تاریخ، حاکمانی در جنوب هند بوده‌اند که به جنوب و جنوب شرقی آسیا حمله کرده‌اند. نهفته تاریخ و فرهنگ در این مناطق است.

💡 دانشمندی به نام اندلیچر در سال ۱۸۳۶، قارچها، جلبکها و گلسنگها را در یک گروه گیاهی به نام تالوفیتها قرار داد. در سال ۱۸۸۶ دانشمندی به نام ایشلر تمام عالم گیاهی را در چهار شاخه بریوفیتها (هپاتیکها و خزه‌ها)، تالوفیتها (قارچها، جلبکها، گلسنگها)، پتریدیوفیتها، اسپرماتوفیتها قرار داد.

💡 تاکامیئو (به ژاپنی: 葛原親王); پدر وی شاهزاده کازوراوارا نام داشت و سومین پسر امپراتور کانمو در اوایل دوره هی‌آن در ژاپن بود. پدر وی سر خاندان یکی از چهار شاخه خاندان تایرا بنام «کانموتایرا» بود.

نبیذ یعنی چه؟
نبیذ یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز