چشم چراغ
مترادفها
مرکز، نقطه تمرکز
لغت نامه دهخدا
چشم چراغ. [ چ َ / چ ِ م ِ چ ِ ] ( اِ مرکب ) بمعنی خوبی و روشنایی. ( آنندراج ). چراغ. چشم و چراغ. رجوع به چراغ و چشم و چراغ شود. || هر چیز گزیده و نخبه از سایر چیزها. || کنایه از محبوب و معشوق. ( آنندراج ):
تا ظن نبری چشم چراغا که شب آید
چشم و دل من سیر شود زان لب شیرین.فرخی ( از آنندراج ).رجوع به «چشم و چراغ » شود.
فرهنگ فارسی
بمعنی خوبی و روشنایی. چراغ. چشم و چراغ ٠ یا هر چیز گزیده و نخب. از سایر چیزها.
جمله سازی با چشم چراغ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شمع بزم جان من از نور رویت روشن است باد روشن دائما چشم چراغ جان من
💡 بسهم شیر و بتن زنده پیل و چشم چراغ چو عزم بر سر کوه چو وال در دل یم
💡 زگرد تیره روشن تر اسیر آیینه عاشق مگو شام جدایی سرمه چشم چراغ است این
💡 سیدا با دود شمع خویش قانع گشته ایم خاک در چشم چراغ جود حاتم کرده ایم
💡 ازوست تاج سر شمع و نور چشم چراغ بدوست رونق خرگاه و زینت ایوان