چشم بصیرت
مترادفها
بینش، بصیرت
متضادها
کوری، ناآگاهی
لغت نامه دهخدا
چشم بصیرت. [ چ َ / چ ِ م ِ ب َ رَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) چشم بینائی. دیده بینش. چشم خرد. دیده بصیرت. نظر بصیرت. چشم عقل. چشم دل:
گر بایدت همی که ببینی مرا تمام
چون عاقلان بچشم بصیرت نگر مرا.ناصرخسرو.رجوع به بصیرت و دیده بصیرت و نظر بصیرت شود.
جمله سازی با چشم بصیرت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در من نگر به چشم بصیرت که من کیم صاحب بصیرتان نظر دوربین کنند
💡 نیست در چشم بصیرت خال اگر صائب ترا نقطه شک در سراپای کتاب عشق نیست
💡 تراست پرده غفلت حجاب چشم بصیرت و گرنه هردم صبح است صبح محشر دیگر
💡 بغیر طالع ایرانیان که راحت خفت بغیر چشم بصیرت کدام دیده غنود
💡 چه التفات به سنگ محک کند صائب؟ به نور چشم بصیرت کسی که صراف است
💡 نداشت چشم بصیرت که گرد کرد و نخورد ببرد گوی سعادت که صرف کرد و بداد