پیش اخطار
مترادفها
هشدار قبلی
فرهنگستان زبان و ادب
{early warning, tactical warning} [علوم نظامی] اعلام خطر رادار زمینی یا رادار پرنده و ایستگاه های شنود مبنی بر احتمال حملۀ هوایی یا موشکی دشمن از فاصلۀ دور
جمله سازی با پیش اخطار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نیروی دریایی بریتانیا ۵۰ فروند ای دی-۴دبلیو پیش اخطار در چاچوب برنامهٔ همکاری نظامی در سال ۱۹۵۱ دریافت نمود.
💡 عراق برای افزایش ایمنی حملاتش در تاریخ ۲۲ اکتبر (سی ام مهرماه) دو فروند توپولف-۲۲ از اسکادران هفتم را مأمور حمله به ایستگاه رادار پیش اخطار ایران در کرج که آسمان تهران را پوشش میداد نمود. هیچیک از بمبهای این دو توپولف به هدف برخورد نکردند.
💡 علاوه بر خدمت در جنگ کره و ویتنام به عنوان یک جنگندهٔ تهاجمی، اسکایریدر به عنوان هواپیمای پیش اخطار ناونشین جایگزین گرومن تی بی ام-۳دبلیو اونجر شد.
💡 کارفرما موظف است پیش از اخراج هر کارگر، یک پیش اخطار رسمی و کتبی مبنی بر تکرار اشتباهات مربوطه به او ارائه دهد.
💡 در قراردادهای اجاره، ارسال یک پیش اخطار رسمی برای تخلیه ملک، الزامی است تا مستاجر فرصت کافی برای جابجایی خود را داشته باشد.
💡 پیش از اعمال هرگونه جریمه سنگین، مدیریت شرکت باید یک پیش اخطار به کارمند مربوطه بدهد تا از موقعیت خود آگاه شود.