وقت وقت

لغت نامه دهخدا

وقت وقت. [ وَ وَ ] ( ق مرکب ) گاه. گاه گاه. بعض اوقات. رجوع به ترکیبهای وقت شود.

فرهنگ فارسی

گاه گاه گاه بعض اوقات.

جمله سازی با وقت وقت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از پس پیری جوانی یافت در نظم سخن تا جوان آمد بخدمت وقت وقت و گاه گاه

💡 شب شب توست و وقت وقت دعاست یافت خواهی هرآنچه خواهی خواست

💡 گر بیخودی ز خویش همه وقت وقت تو است گر نی به وقت آی که اسرار نازکست

💡 کارها در بند وقت آمد نگه دارید وقت وقت باشد کز لب او مرحبانی بشنوید

💡 دلم می‌دهد وقت وقت این امید که حق شرم دارد ز موی سپید

💡 ماه تیره گردد از شرم جمالش وقت وقت ابر نوحه گیرد از رشک نوالش گاه گاه

تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز