وفایی
مترادفها
وفاداری، پایبندی
متضادها
بیوفایی، خیانت
لغت نامه دهخدا
وفایی. [ وَ ] ( ص نسبی ) منسوب به وفاء. || ( حامص ) وفاداری و صداقت و نمک به حلالی. ضد بیوفایی. ( ناظم الاطباء ).
وفایی. [ وَ ] ( اِخ ) از جمله شعرای سلطان مغفور [ سلطان یعقوب خان ]است و شخصی صاحب مروت و وفاست. این مطلع از اوست:
جامه ماتمیان خلعت نوروز من است
مایه بزم و طرب بخت بدآموز من است.( از مجالس النفایس ص 301 ).
وفایی. [ وَ ] ( اِخ ) حسین. مؤلف لغت نامه ای به فارسی است.
فرهنگ فارسی
حسین وفایی مولف لغت نامه ای بفارسی است
جمله سازی با وفایی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چون وفایی نیست جز غم هیچ کس را در جهان یاد خسرو را حرام، ار یک دم بی غم زند
💡 حسین وفایی در مسابقات مقدماتی مسترز آلمان در سال ۲۰۲۱ با نتیجه ۵ بر ۰ برابر رونی اُسالیوان قهرمان سرشناس و یکی از اسطورههای این ورزش به پیروزی رسید.
💡 دلم به عهد وفایی فریفت نامه سپار خوش ست وعده تو گرچه از زبان تو نیست
💡 به بازار محبت از متاع عاشقی ما را وفایی هست و جانی تا که خواهد شد خریدارش
💡 عقل از پی عشق آمد در عالم خاک ار نی عقلی بنمی باید بیعهد و وفایی را
💡 وفایی به عهد و پیمان، از والاترین ویژگیهای اخلاقی است که در فرهنگ و ادبیات کلاسیک ایران بسیار مورد ستایش قرار گرفته است.
💡 دوستی که با وفایی کامل در سختیها در کنار شما میماند، ارزشمندترین دارایی است که میتوانید در طول زندگی خود داشته باشید.
💡 او با وفایی بینظیر به تمام اصول و ارزشهای انسانی که در کودکی آموخته بود، در تمام مراحل زندگی خود پایبند ماند.