لغت نامه دهخدا
واسم. [ س ِ ] ( اِخ ) کوهی است بین دهنج و مندل در هند که گویند آدم وحوا از بهشت در آنجا افتادند. ( از معجم البلدان ).
واسم. [ س ِ ] ( اِخ ) کوهی است بین دهنج و مندل در هند که گویند آدم وحوا از بهشت در آنجا افتادند. ( از معجم البلدان ).
کوهیست بین دهنج و مندل در هند که گویند آدم و حوا از بهشت در آنجا افتادند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سال ۲۰۱۶ واسم باسم گزارش داد که ترکمنها / ترکمانها خواستار استان مستقل خود در منطقه تلعفر هستند. خواستههای آنها همزمان با درخواست برای ایجاد سایر استانهای جدید برای اقلیتهای مسیحی و ایزدی بود.
💡 خاندوکر واسم اقبال (بنگالی: খন্দকার ওয়াসিম ইকবাল؛ زادهٔ ۲۱ نوامبر ۱۹۶۱) بازیکن سابق و مربی فوتبال اهل بنگلادش است.