هیچ مرد

متضادها

همه مرد، هر مرد

لغت نامه دهخدا

هیچ مرد. [ م َ ] ( اِ مرکب ) کنایه از مرد ضعیف و زبون. ( آنندراج ):
جهان آن کسی راست کو در نبرد
پی مرد نگذاشت بر هیچ مرد.نظامی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

کنایه از مرد ضعیف و زبون

جمله سازی با هیچ مرد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مرد باش و ترک زن کن کاندرین ایام ما زن نخواهد هیچ مرد باتمیز و هوشیار

💡 مردی که هیچ جامه ندارد به اتفاق بهتر ز جامه‌ای که درو هیچ مرد نیست

💡 به تیغ غمزهٔ خونخوار لشکری بزنی بزن که با تو در او هیچ مرد جنگی نیست

💡 ربود در صف عشاق از آن زلیخا گوی که در محبت یوسف ز هیچ مرد نماند

💡 گر هیچ جامه مرد ندارد بروزگار بهتر ز جامه که در او هیچ مرد نیست

💡 در آن عصر باستان، هیچ مردی قادر به تحمل تمامی سختی‌های بی‌انتها و عبور از مسیرهای پر از خطرات جنگل‌های تاریک نبود.

💡 در آن دوران سخت و جنگ‌های مداوم، هیچ مردی در روستا جرأت نمی‌کرد بدون همراه و سلاح به جنگ دشمنان برود.

💡 داستان‌ها حکایت می‌کنند که هیچ مردی در آن قبیله نمی‌توانست با ایستادگی در برابر عدالت، با قوانین ناعادلانه حاکم بر جامعه کنار بیاید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران