همرش

لغت نامه دهخدا

همرش. [ هََ رَ ] ( ع اِمص ) حرکت. ( از اقرب الموارد ).
همرش. [ هََ م ْ م َ رِ ] ( ع ص، اِ ) گنده پیر کلانسال. || شترماده بسیارشیر. || سگ ماده. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با همرش

💡 به شادی باز کرد آن نیک پی روی چو اقبال و سعادت همرش گوی

💡 ۱۵ نفر از سرنشینان که ایرانی بودند به بیمارستان رسانده شدند ولی نوزاد خانواده ایران نژاد پیدا نشد. رسول ایران‌نژاد غرق شد ولی همرش و دو فرزند خردسال آنان در اثر ایست قلبی درگذشتند و تلاش احیا کردن آنان ناموفق بود. این خانواده کرد از روستای گلینه از توابع سردشت آذربایجان غربی بودند.

💡 چو تندباد اجل در رسید در نفسی برفت خرمن همرش بجملگی برباد

ممنون یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز