هم رسته
مترادفها
همرده، همسطح، همتراز، همردیف
متضادها
ناهمرسته، متفاوت، ناهمجنس
لغت نامه دهخدا
هم رسته. [ هََرَ ت َ / ت ِ ] ( ص مرکب ) هم ردیف. هم قطار:
چو هم رسته خفتگانی خموش
فروخسب یا پنبه درنِه ْ به گوش.نظامی.
فرهنگ فارسی
هم ردیف هم قطار
جمله سازی با هم رسته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون طاق گردون بسته شد عدل و کرم پیوسته شد تا با بره هم رسته شد شیر ژیان سبحانه
💡 در آن داوریگاه چون تیغ تیز که هم رستخیز است و هم رسته خیز