لغت نامه دهخدا
هم پیله. [ هََل َ / ل ِ ] ( ص مرکب ) هم وزن. هم سنگ. ( ناظم الاطباء ).
هم پیله. [ هََل َ / ل ِ ] ( ص مرکب ) هم وزن. هم سنگ. ( ناظم الاطباء ).
هم وزن هم سنگ
💡 با استفاده از پیلههای کرم ابریشم از ژاپن در پایان قرن، تولید به اوج قبلی خود رسید ولی با رقابت با ژاپنیها و دیگران قیمت پایین ماند و ارزش صادرات به بیش از ۴۰۰ هزار نرسید.
💡 از فیلمها یا مجموعههای تلویزیونی که وی در آنها نقش داشتهاست میتوان به بورلی هیلز، ۹۰۲۱۰، سوپرنچرال، افسونشده، پیله و کماندو اشاره نمود.
💡 عاشقی بر خویشتن چون پیله گرد خویش تن ور نه بر خود عاشقی جانباز چون پروانه باش
💡 کنون قرارگهش در دهان مارانی است که کرم پیله نمایند در عصای کلیم
💡 گر بقا خواهی چو کرم پیله گرد خود متن کبر کبک و حرص مور و فعل ما را آیین مکن
💡 اهل شهر نقده میباشد که در تئاتر فعالیت میکند و در سال۱۴۰۳ همراه با گروه هنری پیله سبک ودویل را در ایران آغاز کرده