لغت نامه دهخدا
هفت و نه. [ هََ ت ُ ن ُه ْ ] ( اِ مرکب ) هفت نه. مراد هفت قلم آرایش زنان است:
هفت ونه این صنم عشوه باز
طفل فریب آمد و برنانواز.امیرخسرو.
هفت و نه. [ هََ ت ُ ن ُه ْ ] ( اِ مرکب ) هفت نه. مراد هفت قلم آرایش زنان است:
هفت ونه این صنم عشوه باز
طفل فریب آمد و برنانواز.امیرخسرو.
هفت عبارتست از هفت ماده اصل آرایش تن و نه عبارتست از آلت زینت که مکمل جامه زنان است. هفت ماده عبارتند از: حنا وسمه سرمه سرخی سفید آب زرک غالیه و نه زینت عبارتند از: سر آویزه گوشواره سلسله حلقه بینی گلوبند بازو بند دست برنجن انگشتر خلخال.، (اسم ) ۱- هرهفت بعلاو. نهزینت(سر آویزه گوشواره سلسله حلق. بینی گلوبند بازوبند دست برنجن انگشتر خلخال.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یک نظر کرد و دو گیتی به دمی پیدا شد خالق خلق، نگارنده ی هفت و نه و چار
💡 بگشای پرو بال و گذر کن ز هفت و نه کز سه و چار و پنج و شش اندر مضایقی
💡 مرا دان بر از هفت و نه متکائی که در ظل آن متکا میگریزم
💡 مر این پنج دروازهٔ چار حد را به از هفت و نه پادشایی طلب کن
💡 گر این پنج ما را نبودند یار نه شش بود و نه هفت و نه سه نه چار
💡 هر هفت و نه بگرد عروس بقا چو دید آئینه مزاج تو را صافی از غبار