هفت رنگی
مترادفها
رنگارنگ، هفترنگ
متضادها
تکرنگ
لغت نامه دهخدا
هفت رنگی. [ هََ رَ ] ( حامص مرکب ) هفت رنگ بودن. حیله گری. || ( ص نسبی ) مکار و محیل. ( آنندراج ).
هفت رنگی. [ هََ رَ ] ( اِخ ) از شاعران خراسان است و این مطلع از اوست:
همه شب سرگذشت کاکل دلدار میگویم
به گیسویی گرفتارم از آن بسیار می گویم.
( از مجالس النفایس میرعلیشیر نوایی ص 392 ).
هفت رنگی از شاعران قرن نهم هجری است.
فرهنگ فارسی
هفت رنگ بودن حیله گری
جمله سازی با هفت رنگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رنگینکمان پیوستهای از رنگها را پوشش میدهد- تفکیک ظاهری محصول رنگدانههای نوری در چشم انسان و پردازش عصبی خروجیهای گیرندههای نوریمان در مغز است. از آنجا که قلهٔ پاسخ گیرندههای رنگی انسان از فردی به فرد دیگر تغییر میکند، افراد مختلف اندکی رنگها را متفاوت خواهند دید، و افرادی که کور رنگ هستند تعداد کمتری از رنگها را خواهند دید. با این حال، هفت رنگی که در زیر لیست شدهاند گمان میشود که از این حکایت میکنند که انسانها در هر کجا، با دید رنگی عادی، رنگینکمان را چگونه میبینند. رنگ آخر در رنگینکمان بنفش است، نه ارغوانی.
💡 وی ساخت کاشیهای هفت رنگی از تهیه گِل، ساخت کاشی ساده، لعابهای رنگارنگ، طراحی و نقش زدن بر روی آن را انجام میداد. از جمله نخستین استادانی هست که برای راحتی و سلامتی کارگران تصمیم گرفت تا کاشی کاری را روی میز انجام دهد و البته مورد انتقاد برخی از هم صنفانش نیز قرار گرفت.