فرهنگ فارسی
( نه گو ی ) ( اسم ) نه فلک.
( نه گو ی ) ( اسم ) نه فلک.
{nine ball, nine-ball pool} [ورزش] نوعی گوی میزک که با نه گوی رنگی، که از یک تا نُه شماره گذاری شده اند، بازی می شود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زان جامه یاد کن که بپوشی به روز مرگ کاو را نه بادبان و نه گوی و اَنگُله
💡 اینک قدم فراخ دامان نه گوی نموده بر گریبان
💡 عشق از سلطنت به یک چوگان کرد نه گوی آسمان گردان
💡 تا همت من دست به بازیچه برآورد نه گوی فلک در خم چوگان من انداخت
💡 چون نداری دست و پا، سر بر خط تسلیم نه گوی را در قطع راه از زخم چوگان چاره نیست