نزدیک شدن

لغت نامه دهخدا

نزدیک شدن. [ ن َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) رسیدن. پیش آمدن. قریب شدن. ( ناظم الاطباء ). ولی. اقتراب. دنو. ( ترجمان القرآن ). تقرب. ( تاج المصادر بیهقی ). مقابل دور شدن:
نزدیک نمی شوی به صورت
وز دیده دل نمی شوی دور.سعدی. || فرارسیدن:
چو بگذشت شب روز نزدیک شد
جهانجوی را چشم تاریک شد.فردوسی.چون حلقه در گوشم کند هر روز لطفش وعده ای
دیگر چو شب نزدیک شد چون زلف در پا می برد.سعدی.- نزدیک شد که؛ عن قریب. چیزی نمانده است که:
نزدیک شد که خانه صبرم شود خراب
رحمی نما وگرنه خراب است کار من.؟- نزدیک شدن با کسی؛ قرار گرفتن در فاصله کمی از او:
هم آورد با گیو نزدیک شد
جهان چون شب تیره تاریک شد.فردوسی ( شاهنامه چ دبیرسیاقی ).- نزدیک شدن به...؛ در شرف ِ... واقع شدن:
چو نزدیک شد روز عمرش به شب
شنیدم که می گفت در زیر لب.سعدی ( بوستان ).|| هم بستر شدن. مقاربت کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) قریب شدن بجوارکسی یاچیزی رفتن اقتراب: از آنکه بدانستن نیکی وبدی به نیک نزدیک توان شد.یانزدیک کسی شدن.۱ - نزدیک او رفتن.۲ - نزداورفتن.

جمله سازی با نزدیک شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 طبق یکی از نسخه‌های داستان، شیر نیمیایی، زنان را به عنوان گروگان به مخفیگاه خود در غاری در نیمیا برده و بدینوسیله قهرمانان شهرهای اطراف را تشویق به نجات آن زنان می‌کرد. هر قهرمانی که وارد غار می‌شد، زنی زخمی را می‌دید و به نجات او می‌شتافت. به محض نزدیک شدن به او، آن زن تبدیل به شیر شده و قهرمان را از پای درمی‌آورد. سپس شیر، جسد او را خورده و استخوانش را به هادس، خدای مردگان و جهان زیرین می‌داد.

💡 خطوط ایست و احتیاط عبارتند از نشانه گذاری عرضی سطح جاده که رانندگان را مطلع می کند تا در هنگام نزدیک شدن به تقاطع باید متوقف شوند یا احتیاط کنند.

💡 از آن جا که دغدغه اصلی پایداری توجه به شرایط محیطی است طراحی پایدار محیطی، نوعی نزدیک شدن به محصول طراحی است که بهره‌مندی از ویژگی‌های درونی بستر و شرایط محیطی رابه حداکثر رسانده در حالی که شرایط نامطلوب حاصل از این ساخت و ساز را به حداقل سوق می‌دهد.