فرهنگ عمید
هرزه درا، بیهوده گو: گفت ریمن مرد خام لک درای / پیش آن فرتوت پیر ژاژخای (لبیبی: لغت نامه: لک درای ).
هرزه درا، بیهوده گو: گفت ریمن مرد خام لک درای / پیش آن فرتوت پیر ژاژخای (لبیبی: لغت نامه: لک درای ).
( صفت ) هرزه درای بیهوده گوی: گفت ریمن مرد خام لک درای پیش آن فرتوت مرد ژاژخای. ( لبیبی. لفااق.۲۸۵ )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که از بهر خدا فریاد من رس که هستم من دراین ملک تو بی کس
💡 وز ایشان سید ما گشته سالار هم او اول هم او آخر دراین کار
💡 گفتم که همان بود ز اول قدم عشق کاخر شدنی نیست دراین ره سفر ما
💡 به شتابی گذرم صائب ازین وحشتگاه که ز هر آبله ام بانگ درا برخیزد
💡 دلم پرخون و شیشه خالی از بند دراین حالت کجا ماند سماعی